(علیرضا فخری)دلالان جان
دلالان جان
سراغم را نمی گیرید
نمی بینید دردم را نمی پرسید حالم را
که اینجا شهر دلسنگان و دلتنگان است
مرا از یادها بردید
به این بی رحمی خود بارها دیدم
قسم خوردید
نمی دانم که از جنس بشر حستید یا حیوان
ولی میدانم این را من، که حیوان اینچنین پست و رذالت پیشه هرگز نیست
سراغم را نمی گیرید
چه شد های و چه شد هوتان
که تف بر اینچنین خوتان
خجالت می کشد دنیا از این روتان
سزاوارید اگر هر دم
ببارد رویتان ماتم
نه حیوانید نه انسانید
بگویم چه چه می دانید
مثال فضله می مانید
اگر پست فطرتی باشد شما در اوج آن هستید
شما اینک همان دلالان جان هستید